بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب خدمت شما دوستان گرامی.
به مناسبت روز جهانی قدس و با امید به نابودی و زوال رژیم اشغالگر قدس طرحی را آماده کردم.
امیدوارم مورد رضایت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف و نائب ایشان امام خامنه ای حفظ الله قرار بگیرد.
متنی که در این پوستر به سه زبان کار شده، فارسی – عربی – انگلیسی :
امام خامنه ای مدظله العالی :
ما شاهد زوال و نابودى رژیم صهیونیستى خواهیم بود
سماحة الامام الخامنئیدام ظلّة :
نحن سوف نشهد زوال الکیان الصهیونی
Imam Khamenei :
We’ll See Deterioration & Destruction Of The Zionist Regime
برادر دریافت پوستر در سایز اصلی به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم

آیا تا به حال چنین سوالاتی در ذهن شما مطرح بوده که مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف چگونه و با چه قدرتی خواهد توانست، حکومتی عادلانه در سطح جهان برپا کند؟
مگر امامان معصوم ما، در یک مرتبه و مقام الهی نیستند؟ پس چرا مهدی موعود علیه السلام خواهد توانست، اما سایر امامان نتوانستن به این توفیق برسند!؟
چرا حتی امام علی علیه السلام که عدالتش شهره عام و خاص است، حکومتش عدل جهانی نبود و تنها در حکومت او عدالتی نسبی برقرار بود؟
و…!؟
پاسخ سوالات شما در این مطلب گنجانده شده است، که در حد توانم آن ها را تدوین نمودم.
به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم

بوی ظهور در شامه ی جهان پیچیده است. صدای گام های کسی که آمدنی است در گوش گیتی طنین افکنده است. آینه ها تمام قد، به صیقل زنگارهای خویش ایستاده اند. نرگس ها طلایه دار لشگر انتظارند و ظهور فرزند عشق و مهربانی را لحظه می شمرند.
سروها بی قرار سرک می کشند و خط افق را پیوسته دوره می کنند.
بیدها کمرهای خمیده از انتظار خویش را راست می کنند تا بلکه اولین طلیعه های فرج را بتوانند دید. آنان که الفبای ظهور نخوانده اند، گمان می برند که فرو ریختن بنای الحاد شرق، کاخ شرک غرب را محکم می کند، غافل که این زلزله با تمامت استکبار در آویخته است و شرق و غرب را نمی شناسد. این زلزله بناسب که سدهای ستم را بشکند، دره های فاصله را پر کند و برج و باروی علو و استکبار را از میان بردارد.
به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب...
خاطرات محافظ امام خامنه ای : خبر رادیو دست رهبری را بهدرد آورد
در آخرین شماره ماهنامه امتداد پروندهای درباره حضرت امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب ممتشر شده است. در این پرونده خاطراتی از غلام شاهپسندی، یکی از محافظان مقام معظم رهبری به چاپ رسیده است. در بخشی از این خاطرات میخوانیم :
خبر رادیو دست رهبری را بهدرد آورد
توی نمازجمعه تهران، آقای خامنهای صحبت کردند و امام یک نامهای نوشتند و به جواب سخنرانی ایشان اعتراض کردند، به آقای خامنهای که این نظر من نبوده و…
نامه امام البته نباید پخش میشد. حالا به دلایلی که توی بیت پیش آمده بود، پخش شد. ما خانه آقای منتظری بودیم و از قم داشتیم میرفتیم تهران. توی ماشین آقا، من نشسته بودم و آقای «عباس سعدآبادی» راننده بود. توی جاده شاید نزدیک ۲۰کیلومتر از قم رد شده بودیم که آقا گفتند رادیو را روشن کنید. من روشن کردم، وقت اخبار بود. این اخبار بیمعرفت هم، نه گذاشت و نه برداشت، گفت: بسم الله الرحمن الرحیم. نامه سرگشاده امام خمینی، رهبر انقلاب، به آقای سیدعلی خامنهای، رئیس جمهور… متن نامه را هم خواند و متن بسیار تند بود.
اینقدر آقای خامنهای، آن عذاب روحی که امام از دستشان ناراحت شده برایشان مهم بود که ایشان تا تهران نتوانست درد دستش را تحمل کند. چون ایشان عصبهای دستشان کار میکند. عصبهای دستشان زنده است و عصب زنده درد زیادی دارد. یک درد دائمی همراه آدم است. اینقدر که ما نتوانستیم تا تهران برویم. وسط راه، یک پمپ بنزین در پانزده کیلومتری هست که یک مسجد دارد. نگهداشتیم و به آقا آمپول زدیم. یعنی آقا را با آمپول تا تهران بردیم. رسیدیم تهران. آقا فرمودند: بچهها چند دقیقه باشید، شاید برویم جماران. آمدند تماس گرفتند و از امام وقت گرفتند. با همان اسکورتی که از قم آمدیم تهران، با همان اسکورت رفتیم جماران.
امام رهبری را بغل کردند
به واسطه دو تا از دوستان بیت امام، آقای «فراهانی» و آقای «شمسری»، ما راحت توی جماران رفتوآمد میکردیم. من جماران را خیلی با آقا میرفتم. بیشتر دیدارهای امام را من میرفتم و چون به واسطه اینها بود، تا دست امام را نمیبوسیدم نمیآمدم بیرون. با پررویی میرفتیم دست امام را میبوسیدیم، بعد هم یکجوری میانداختنمان بیرون. بالاخره آنجا هم با آقا من رفتم. وقتی ما رفتیم، امام توی آن حیاط کوچک، منتظر آقای خامنهای بود؛ یعنی جای غیرمعمولی بود. امام همیشه یا روی بالکن قدم میزدند و میایستادند، یا توی اتاق خودشان بودند. توی دیدارهای قبلی، وقتی آقای خامنهای به امام میرسیدند، احمد آقای خمینی، آقای «توسلی»، آقای «انصاری» و آقای «آشتیانی» ژاندارمری هم ایستاده بودند. آمدند دست امام را ببوسند، امام نگذاشتند. ایشان را بغل کردند. دستهایشان را کامل باز کردند و آقای خامنهای را بغل کردند و بوسیدند. همان لحظه اولین عبارتش این بود: والله قسم، من راضی نبودم، اینها (منتشر) کردند!
آنها هم که تیز در رفتند، ماهم دیدیم بهترین فرصت است و کسی نیست، دست امام را بوسیدیم. هیچکس نبود. دیگر نه محافظ بود، نه احمد آقا بود که دعوامان کند، سیر ایستادیم و دست امام را بوسیدیم. امام و آقای خامنهای از پلهها رفتند که بروند توی اتاق کوچک امام که همیشه ملاقاتهایشان آنجا بود. امام چون توی حیاط ایستاده بودند، عصا همراهشان نبود. دست راست امام در دست چپ آقای خامنهای بود. از این پلهها یواشیواش مثل پدر رفتند بالا. من هم نگاه میکردم، توی دل خودم آن چیزی که دوست داشتم این بود دیگر، هیچکس هم نبود که ما را بیندازد بیرون. رفتند داخل و من آمدم دم در. هیچکس با من کار نداشت. یکنفر بود به نام شعبان، که محافظ امام بود و از بچههای قدیمی آنجاست. من را صدا کرد از بیرون که بیا. من میترسیدم بروم بیرون و دیگر راهم ندهند. با پررویی ایستادم و نرفتم. آخر آقا شعبان آمد و مرا صدا کرد و گفت: غلام، بیا. بیا حاجی کارت داره.
و رفتم و با شخصیتها شروع کردم چای خوردن. دو سه تا از دوستهایی که از محافظین حاجاحمدآقا هستند همهشان هم قمیاند، آمدند مطالبی را درباره نامه به من گفتند که من بروم به آقای خامنهای بگویم. خود این مطالب هم چندمَن کاغذ میخواهد برای گفتن. چون من دارم این موضوع را دنبال میکنم از این حاشیهها دیگر پرهیز میکنم.
آقای خامنهای توی اتاق با امام دیدار کردند و خیلی باصفا برگشتند و آمدند. سوار ماشین شدیم و برگشتیم آمدیم خانه. آن درد دست آقای خامنهای انگار خوب شده بود. آقای خامنهای واقعاً انگار باطریاش شارژ شده بود. ما دیدیم حال آقا خوب است الحمدلله، شروع کردیم صحبت کردن. گفتیم آقا، حال امام که الحمدلله خوب بود؟
گفتند: بله! خوب بود و الحمدلله جلسه خوبی بود. شما منزل نرو، من کارت دارم.
آقا نامهای نوشتند و فرمودند: فقط دست امام بدهید.
آمدیم توی دفتر ریاست جمهوری، توی چهارراه پاستور، توی دفتر پیاده شدیم. گفتند: آقای کریمی را صدا کنید بیایند.
آقای کریمی، معاون عملیات و سرتیم ما بود. اصفهانی بود. صدایش کردیم. من و آقای کریمی رفتیم توی اتاق. آقا گفتند: خب! شیفت عوض شود و بچهها بروند. شما بایستید من باهاتان کار واجب دارم؛ یکجایی میفرستمتان بروید.
ما هم چند دقیقهای ایستادیم. نیم ساعتی طول کشید که آقای «میرمحمدی» رئیس دفتر، ما را صدا کرد که آقا کارتان دارد. رفتیم توی دفتر. یک نامه باز را آقای خامنهای داد به من و گفت: با آقای کریمی این نامه را دوتاییتان ببرید. تا آخرش هم دونفره بروید. هیچجا هم تنها نشوید. دست هیچکس هم نمیدهید جز دست امام. میایستید و جوابش را هم میگیرید و میآیید.
اصلا مرسوم نبود که ما توی جماران اینطوری برویم و بیایم. ما هم سریع نامه را گرفتیم و یک موتور هزار سوار شدیم و با مسلسل رفتیم جماران. چون نامه در باز بود، برایم خیلی مهم بود. یک لحظه هم از هم جدا نمیشدیم. با آقای کریمی نامه را بردیم، راهمان ندادند. چند بار با داخل تماس گرفتیم؛ راهمان نمیدادند، تا بالاخره آقای خامنهای تماس گرفتند و احمدآقا آمدند دم در. دست ما را گرفت و گفت بیایید تو. ما را بازرسی کردند و نامه را خواستند باز کنند که نگذاشتیم. ما گفتیم نامه را آقا به ما داده و گفته بدهید دست امام. جز دست امام به هیچکس نمیدهیم. میخواهید برگردیم، برگردیم. امام هم منتظر این نامه بود و اینها مجبور بودند تا جایی که میشد کوتاه بیایند و ما را ببرند. تا اینکه بالاخره با احمدآقا تا توی اتاق امام رفتیم. رفتیم خدمت امام، دست امام را بوسیدیم. نامه را خدمت امام دادیم و نشستیم کنار دیوار روی همان بالکن کنار دیوار.
چند دقیقهای که گذشت، امام در یک نامه جوابش را به ما دادند. احمدآقا از امام گرفتند و دادند تحویل ما. ما برگشتیم و آمدیم. ساعت دو بعد از ظهر بود. آن همان نامهای است که امام، آقای خامنهای را خطاب کردند که شما در میان دوستان مثل خورشید میمانید و نورافشانی میکنید و در پرتو تلألوهای نورافشان شما جامعه اسلامی…
نامه امام، امام خامنه ای را بالاتر برد
این جواب آن نامهای بود که به دلایلی برای آقای خامنهای مسائلی ایجاد کردند و به نوعی توی ذهن مردم و اذهان عمومی مسأله ایجاد شد. با نامه دوم امام، به کلی رفع شد و حتی بالاتر از آن شد. ما در انتخاب دوم آقای خامنهای بهعنوان ریاست جمهوری با مشکل زیادی روبهرو بودیم. دوستانی که همسن من هستند یا بزرگترند، خیلی بیشتر مطالب آن روزها را میدانند. مسائل زیادی به وجود آمده بود توی کشور و خناسها از این مسائل استفاده کرده بودند.
آگهی داده بودند که مهندس موسوی و هیئت دولت یک طرف بود، آقای خامنهای یک طرف. ولی اینطور نبود. این دیدگاه جامعه شده بود و به هر شکل میخواستند این ساخته شود، نمیشد. دولت مهندس موسوی قرار نبود نخستوزیر قانونی آقای خامنهای باشد. به دلیلی امام اجازه داد که آقای خامنهای کس دیگری را انتخاب کند. تعدادی از نمایندههای مجلس پا میشوند میروند پیش امام و میگویند: آقای خامنهای، هرکس را به جز مهندس موسوی، کاندید کند، ما مجلسیها رأی نمیدهیم.
مجبور کردند که آقای خامنهای بهعلاوه دلایل و صلاحدید امام خمینی، آقای موسوی را دوباره انتخاب کنند. در انتخاب خود آقای خامنهای، در ریاست جمهوری دوم، امام در روزی که حکم تنفیذ را میخواست بدهد، یک جملهای گفت. توی آن انتخابات هم امام یک جمله اینجوری و خیلی عجیب میگویند. امام میگویند: من خوشحالم از اینکه میبینم فردی از سلاله پاک پیامبران و از فرزندان حسین(ع) بر مسند حکومت مینشیند.
حضرت امام تنها در برابر آقا تمامقد میایستادند
من خودم با چشمهای خودم، بیشتر از صدبار برخورد امام خمینی را با آقای خامنهای دیدم. هیچ برخوردی از امام خمینی ندیدم که تمامقد جلوی آقای خامنهای بلند نشود و به طرف ایشان حرکت نکند. برای هیچکس ندیدم این کار را بکند. البته آنهایی که من دیدم را عرض میکنم. بعضی از شخصیتها هم بودند که رفته بودند پیش امام، من نبودم. من کارهای نبودم آنجا. آنهایی که دیدم را عرض میکنم.
هیئت دولت و شخصیتهای حکومتی را عرض میکنم، شاید دیدار ایشان با یک مرجع تقلید اینطور نباشد. امام تنها جلوی آقای خامنهای تمامقد میایستاد و به طرف ایشان حرکت میکرد و ایشان را با یک حالت باز بغل میکرد و خیلی تحویل میگرفت.
ما رفتیم پیش یک آقای محترمی سؤال کردیم که آقا، این جمله امام تفسیر میخواهد؛ یعنی چی که امام فرمودند: مردی از سلاله پاک پیامبران و از فرزندان حسین(ع)؟
ایشان گفتند: آقای خامنهای شجرهنامه دارند و شجرهنامهشان موجود است و خیلی از دوستان بزرگوار دیدهاند و امام این را میدانند. ایشان بدون واسطه، فقط از طریق پدر، فرزند امام حسین(ع) اند.
منبع : امتداد
ادامه مطلب...بسم الله الرحمن الرحیم

دستت ضریح دعا شد، پایت شفاخانه دل
الهام یاوری در ادامه مطروحه رهبر معظم انقلاب شعری سروده است.
الهام یاوری عضو بنیاد ملی نخبگان است. وی فوقلیسانس فلسفه و عرفان و دکترای صنایع دارد، در ادامه مطروحه رهبر معظم انقلاب شعری سروده است. این شعر با عنوان « جا ماندم از ارتفاعت» به شرح زیر است:
«رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانه دل
خونین چو برگ شقایق رنگین چو افسانه دل»(۱)
با این که جان عاریت بود، قیمت دو چندان گرفتی
روزی به دل کندن از جان، روزی به شکرانه دل
با یاد یک شط تشنه بیدست و پا پر کشیدی
دستت ضریح دعا شد، پایت شفاخانه دل
فهمیده بودم که گهگاه با یاد قد قامت ماه
سر میگذاری شبانگاه، آرام بر شانه دل
فهمیده بودم که تنگ است دیوار دنیا برایت
گفتی که بیتاب گلهاست، در پیله پروانه دل
فهمیده بودم که . . . اما جا ماندم از ارتفاعت
تنها تماشاست سهمم از اوج مردانه دل
بگذار این قوم نادان گوساله را زر بگیرند
گنج خیال تو اینجاست: الواح دهگانه دل
(۱) این بیت را مقام معظم رهبری در دیدار شاعران آیینی سرودند و به عنوان مطروحه، شاعران را به سرودن ابیاتی در اقتفای این بیت دعوت فرمودند، موضوع درباره جانبازان بزرگواری است که بعدها به مقام شهادت هم نائل شدهاند.
بسم الله الرحمن الرحیم
«سید حسن نصرالله» شب گذشته در مراسمی به مناسبت روز جانباز که از طریق ویدئو کنفرانس برای حاضران در مجتمع شاهد به سخنرانی پرداخت با اشاره به جنگ رسانهای و روانی غرب علیه مقاومت، تصریح کرد که این جنگ برای غربیها کاملا بینتیجه است.
سید حسن نصرالله با اشاره به دادگاه جنایی بینالمللی ویژه ترور رفیق الحریری نخست وزیر فقید لبنان، آن را ظلمی تاریخی به مقاومت و شهدای آن اعلام کرد و تاکید کرد که هر کس رای این دادگاه را تایید کند در حقیقت از ظلم حمایت و حقیقت و عدالت را انکار کرده است.
نصرالله با بیان اینکه «همه فضاسازیهای رسانهای بر باد خواهد رفت»، تاکید کرد که رأی دادگاه ترور حریری در حق تعدادی از اعضای مقاومت در چارچوب جنگ رسانهای، روانی و تبلیغاتی است که علیه حزبالله آغاز شده است و پس از پیروزی مقاومت در جنگ ۳۳ روزه روز به روز شدیدتر شد و این شدت به نسبت میزان تهدیدی بود که مقاومت برای طرحهای سلطهجویانه آمریکا و اسرائیل داشت.
نصرالله خطاب به غربیها تصریح کرد: اگر همه رسانهها و دروغها و قلمهای خود را جمع کنید، این جنگ هیچ نتیجه و سودی نخواهد داشت و نتیجه جنگ ۳۳ روزه بهترین شاهد این مدعاست.
دبیر کل حزبالله لبنان با اشاره به اسناد و شواهدی که تاکنون در خصوص ارتباط اسرائیلیها با موضوع ترور حریری و مسئولان دادگاه اعلام کرده است، افزود: اگر برای آنها [مخالفان داخلی لبنان مانند ۱۴ مارس] سندی بیاوریم که نشان بدهد ایهود باراک [وزیر جنگ اسرائیل] با بلمار [دادستان دادگاه حریری] دیدار کرده و دستوراتی به وی داده است، این افراد موضع خود را تغییر نمیدهند و فردا یکی از همین افراد دوباره میآید و میگوید «دادگاه، راه ما به سوی عدالت است». این افراد میدانند چه میگویند و میدانند در راستای چه هدف و برنامهای حرف میزنند.
وی افزود: از جمله نمونهها و مثالهای گمراه کنندهای که امروز با آن در چاچوب بحران اخیر مواجه هستیم، معادله عدالت و ثبات است. در اینجا سفسطه بزرگی مشاهده میشود.
دبیرکل حزب الله لبنان تصریح کرد: ما هیچگاه در حزب الله عدالت را بر استقرار یا استقرار را برعدالت ترجیح نمیدهیم، اصلا نمیپذیریم دیگران از عدالت به خاطر ثبات و استقرار بگذرند و هیچگاه با این نوع از ترجیح دادن امور موافقت نمیکنیم و این کار به نوعی به معنای پذیرفتن اتهام است و ما از پایه و اساس آن را رد میکنیم.
وی افزود: ما میگوییم باید عدالت را محقق کرد و عدالت شرط ثبات و استقرار است و استقرار و ثبات بدون عدالت؛ استقرار و ثبات سست و بیپایه و امنیتی دورغین است و این اصلی است که ما به آن باور داریم.
دبیرکل حزب الله لبنان تصریح کرد: بنابراین همه در لبنان بر این موضوع اتفاق نظر دارند که باید عدالت اجرا و در عین حال محقق شود، ولی اختلاف نظر ما در لبنان با برخی از نیروها و جریانهای سیاسی و با برخی در خارج که بسیارند این است که آیا آنچه در لبنان اتفاق میافتد، عدالت است؟ آیا کمیته تحقیق بین المللی و دادستان کل و دادگاه که یکی از دوستان بزرگ و نزدیک اسرائیل ریاست آن را برعهده دارد، میتواند عدالت را محقق کند؟
سید حسن نصرالله افزود: دوستان به شما بگویم، آن افکار عمومی برای ما مهم است که مردمان منصف را در بر میگیرد… در این دادگاه هستند کسانی که هیچ چیز برای آنها اهمیت ندارد، حتی اگر به آنها سندی ارائه دهی که نشان دهد، بلمار با باراک جلسه گذاشت و دستوراتی از وی گرفته، باز برای آنها بیاهمیت است و موضع آنها تغییر نمیکند و روز بعد یکی از آنها در رسانهها ظاهر میشود و میگوید: دادگاه تنها راه ما برای تحقق عدالت است. تمام مسائل و امور برای آنها به پایان رسیده، درحالی که آنها خود به خوبی میدانند بر چه راهی هستند و از چه سخن می گویند و میدانند، در چارچوب کدام طرح برخورد میکنند و سخن میگویند. این فریب یا دروغ نیست، ما همه چیز را درمییابیم و آنها نیز به خوبی ما میفهمند و این بخشی از درگیری و منازعهای است که از دیر باز بوده و تاکنون هم ادامه داشته و متوقف نشده است.
دبیرکل حزب الله لبنان تصریح کرد: ما میگوییم آنچه هم اکنون اتفاق میافتد، عدالت نیست، یک ظلم بزرگ و فاحش است. تمام کسانی که کیفر خواست ظالمانه اولیه را تایید میکنند، از ظلم حمایت و عدالت و حقیقت را انکار میکنند و نادیده میگیرند.
وی افزود: آنچه هم اکنون از طریق دادستان کل و دادگاه بین المللی اتفاق میافتد، دو موضوع است: موضوع اول: سرپوش نهادن و پنهان کردن قاتل واقعی که اسرائیل است و این ظلم در حق رفیق حریری است،. ظلم بزرگتر در حق رفیق حریری این است که برخی پافشاری میکنند و میگویند: اسرائیل رفیق حریری را نکشته است و اصلا ارتباطی با این ترور ندارد. این ظلم و اتهام و اهانت است، با این که ما شواهد و دلایل و احتمالاتی و تحلیلها و اسنادی را ارائه دادیم. اما من به شما میگویم: آنها نه به این اسناد و مدارک نگاه کردهاند و نه به این دلایل و شواهد گوش فرادادهاند و نه در آن بحث و مناقشهای انجام دادهاند.. مسئله برای آنها تمام شده بود.
دبیرکل حزب الله لبنان ادامه داد: بنابراین ظلم اول این است که در اینجا قاتلی وجود دارد که همان اسرائیل است و سرپوشگذاریهای لازم بر جنایت آن گذاشته میشود و ظلم دوم این که در اینجا مقتول و شهیدی است که میخواهند بگویند امکان ندارد، اسرائیل آن را کشته و در ترور آن دست داشته باشد و این توهین به آن شهید است و ظلم سوم این است که رزمندگان مقاومت شرافتمندی به دروغ متهم به قتل و ترور وی میشوند.
نصرالله افزود: آنگونه که ما برداشت میکنیم،دادگاه کنونی ظلم تاریخی بزرگی به شهدا و نیروهای مقاومت میکند و این یک شعار نیست.
دبیرکل حزب الله لبنان تصریح کرد: ما با شما از در منطق سخن میگوییم و به شما مدرک و سند و دلیل ارائه میدهیم، درحالی که شما از یک سری شعارها و سخنرانیها و اصول و قواعد کلی سخن میگویید. ما با شما از آنچه واقع شده سخن میگوییم و به همین دلیل هرکس امروز بگوید که حزب الله یا ۸ مارس یا اکثریت جدید یا دولت میقاتی عدالت را محقق نمیکند، در اشتباه است. این شما هستید که درپی تحقق عدالت نیستید، شما عدالت را از بین میبرید، همانگونه که طی چهار سال گذشته این کار را کردید، هنگامیکه آن چهار افسر را بازداشت کردید و خواستار نصب چوبههای دار برای آنها شدید، شما از ظلم و ستم دفاع میکنید و شما بخشی از این ظلم هستید که تلاش میکند، به این مقاومت و کشور و میهن و شهدایی که به خاطر ظلم و شتم کشته شدند، ضربه بزند. گمراه سازی و تحریف ادامه خواهد یافت، اما ما نیز در مقابل ادامه خواهیم یافت و تداوم داریم.
دبیرکل حزب الله لبنان گفت: ما برخی از اسناد و مدارکی را که در اختیار داشتیم و برخی از حقایقی را که میدانستیم بیان کردیم و اطلاعات و مدارک و حرفهای دیگری داریم که که در زمان مناسب آنها را ارائه خواهیم داد و حرفها را خواهیم گفت و من اطمینان میدهم که تمام این تلاشها برای تحریف حقایق و گمراه سازیها بر ملا خواهند شد و در پایان حق و حقیقت آشکار خواهد شد و این حق و حقیقت است که پیروز خواهد شد.
سیدحسن نصرالله گفت: مسئله در اینجا پیروزی سلاح نیست، شما اشتباه میکنید، موضوع در اینجا پیروزی حق است، ما با حق و منطق و دلیل و مدرک روشن و آشکار و اعتبار قدرتمند هستیم، در واقع ما با سلاح قدرتمند نیستیم، سلاح وسیلهای است برای آزاد سازی میهن و دفاع از کشور و کارآیی دیگری ندارد، مشکل پیشروی شما رویاروی با سلاح نیست، مشکل مقابل شما این است که با منطق، حق، دلیل و برهان و سند و مدرک مواجه میشوید، این مشکل شماست و به همین دلیل است که به نتیجه نمیرسید.
خروجی مطالب
خروجی نظرها