ائمه اطهار — شهادت طلب

جابر بن عبدالله انصاری، پیرمردی دلباخته

غسل کرد، لباس تمیز پوشید، خود را معطر نمود، نزدیک رفت، دستش را بر خاک قبر نهاد و از هوش رفت! به هوش که آمد، صدایش زد؛ اما جوابی نشنید. گلایه کنان گفت: «آیا دوست جواب دوستش را نمی‌دهد؟» و سپس با چشمانی پر اشک گفت: «چگونه جواب دهی که بین سر و پیکرت جدایی افتاده است!؟»

چون کودک را دید با حالی منقلب پرسید: «نامت چیست؟» و آنگاه که شنید «محمد پسر علی بن الحسین» با اشتیاقی مضاعف گفت: «جانم فدایت باد! تو همان باقر هستی… سرورم رسول خدا بشارتم داد که زنده می‌مانم و شما را ملاقات می‌کنم. او به من فرمود هر وقت باقر را ملاقات کردی سلام مرا به او برسان.»

هر چند این دو ماجرا از او شهرت فراوان یافته است، اما جابر بن عبدالله انصاری طوماری از افتخارات را در کارنامه زندگی خود دارد.[1] محبت و ارادت به اهل بیت رسول خدا علیهم‌السلام ، معرفی و تبلیغ خاندان عصمت و طهارت در اوج دوران خفقان بنی‌امیه و دشمن شناسی و معرفی خط انحراف از جمله افتخارات این صحابی بزرگ رسول الله صلی الله علیه و آله است.

admin سه شنبه دسامبر 2, 2014 نظرات
ادامه مطلب...

امام باقر علیه السلام چشمه زلال معرفت و علم

امام باقر علیه السلام چشمه زلال معرفت و علم

امام باقر علیه السلام چشمه زلال معرفت و علم

نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است، بدین جهت که دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت. القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده‌اند که هر یک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.

admin جمعه نوامبر 28, 2014 نظرات
ادامه مطلب...

زینت عابدان در میدان سیاست

کاروان اُسَرای نهضت حسینی در روز اوّل صفر سال 61 قمری به شام رسیدند، در این هنگام، حکومت، در تدارک تهیّه مقدّماتی بود تا بتواند جشنی بزرگ را برگزار کند؛ جشنی به مناسبت کشتن فرزند دختر رسول الله صلّی الله علیه و آله.

وقایع گوناگونی در شام روی داده است که در این فرصت، به دو واقعه اشاره می شود. امّا قبل از آن، به بیان هدف یزید بن معاویه، از آوردن خانواده امام حسین علیه السّلام به مرکز خلافت، در لباس اسارت، می پردازیم:

یکی عقده گشایی و تشفّی خاطر (١) و القای حسّ پیروزی بر دودمان حسینی؛ و دیگری اینکه چون امام حسین علیه السّلام، از نظر شأن و مقام، بسیار برتر از دیگر مخالفان بود، یزید می خواست با یک مانور تبلیغاتی، دیگران را مرعوب کند و از آنها، زهر چشم بگیرد.

admin چهار شنبه نوامبر 26, 2014 نظرات
ادامه مطلب...

چند حکایت از مولایمان باقرالعلوم(ع)

چند حکایت از مولایمان باقرالعلوم(ع)

 چند حکایت از مولایمان باقرالعلوم(ع)
كثيرالذكر
1- ابن قداح از امام صادق (ع) نقل مى‏ كند كه فرمود: پدرم (امام باقر) كثيرالذكر بود، خدا را بسيار ياد مى‏ كرد، من در خدمت او راه مى‏ رفتم مى ‏ديدم كه خدا را ذكر مى ‏كند. با او به طعام خوردن مى‏ نشستم، مى‏ ديدم كه زبانش به ذكر خدا گوياست. با مردم سخن مى‏ گفت و اين كار او را از ذكر خدا مشغول نمى‏ كرد.
من مرتب مى‏ ديدم كه زبانش به سقف دهانش چسبيده و مى‏ گويد: «لااله ‏الاالله» او در خانه، ما راجمع مى‏ كرد و مى‏ فرمود تا طلوع خورشيد خدا را ذكر كنيم، هر كه قراءت قرآن مى ‏توانست امر به قراءت قرآن مى‏ كرد و هر كه  نمى‏ توانست امر به ذكر خدا مى‏ فرمود

admin سه شنبه نوامبر 25, 2014 نظرات
ادامه مطلب...

آقا به دادم می رسی…

siawe1U_535

زائری بارانی ام، آقـا بـه دادم مـی رسی؟
بی پناهم، خسته ام، تنها؛ به دادم می رسی؟
گـرچـه آهـو نیـستـم؛ اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوهـا، بـه دادم می رسی؟
از کبوترها کـه می پـرسم، نشانـم می دهند
گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟
ماهـی افـتاده بر خـاکم، لبـالـب تشنـگـی
پـهنه آبی تـرین دریـا؛ به دادم می رسی؟
مـاهِ نـورانیِ شب هـای سیـاهِ عـمرِ مـن
ماهِ من، ای ماهِ من؛ آیا به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را بـه چشمت بستـه ام
هشتمین دردانه زهرا(س)، به دادم می رسی؟
بـاز هم مشهد، مسافرها، هیاهـوی حـرم
یک نفر فریاد زد: آقا! به دادم می رسی؟

 

admin یکشنبه نوامبر 23, 2014 نظرات
ادامه مطلب...
شهادت طلب

موضوعات

نوشته‌های تازه

کلام امام امت

امام خمینی
امام خامنه ای

جنگ نرم

حمایت از ما

http://shahadat-talab.ir

http://shahadat-talab.ir

تبلیغات رپورتاژ

پیوندها

امام خامنه ای

عفاف و حجاب

دانلود مداحی